تبليغاتX
راهي به سوي آسمان

راهي به سوي آسمان

لطفاً کم نیاورید!

امام علي (ع) مي فرمايند: در هر چيزي آفتي است. با كمي دقت متوجه مي شوي كه نمي تواني مثال نقض بياوري و در هر چيزي آفتي را مشاهده مي كني. به عنوان مثال جهيزيه دختران امروزي دچار آفتي به نام كم نياوردن و تجملات و از اين جور مزخرفات شده.

 مايكروفر را خريده اي؟ ماشين ظرفشويي چطور؟ بهترين مارك توستر كدوم ماركه؟ مارك... ساندويچ سازاي خوبي داره، فراموش نكني ها، چي گفتم مارك...؟  چاي ساز و قهوه سازم كه خريدي خيالم از اين دو تا راحت شد و هفته بعد كه قراره همه بيان جهيزيه مو ببينن چشم همه از كاسه در مي آيد خصوصا اون دختر خالم مريم و فاميلاي داماد كه نگو......  

مي آيند خانه ي عروس و داماد تا جهيزيه را ببينند تا براي دختر خودشان بيشتر خرج كنند به خاطر امر مقدسي به نام چشم و هم چشمي! و تو در حيرتي كه مگر خانه ي عروس و داماد فروشگاه لوازم خانگي است؟؟؟ كاش در كنار چاي ساز و قهوه ساز و ساندويچ ساز و كلا همه چي ساز وسيله اي پيدا مي شد با عنوان آدم ساز چون خودسازي نياز همه است. براستی آیا اين سازها آرامش ساز هم هست؟ چون فكر نمي كنم معناي آرامش اين باشد كه يكي به خاطر نداشتن جهيزيه اي با حداقل امكانات تا آخر عمر مجرد بماند و ديگري .... ساز آرامش را فقط يك جا نواخته مي شود... بقيه ي سازها قلابي ست.. حواست را جمع كن.. وقت تنگ است...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 20:48  توسط " گل نرگس "  | 

شرط مهم فعالیت اجتماعی خانم ها از منظر مقام معظم رهبری

- بعضی ها از ما می پرسند: شما موافقید زنها بروند کار کنن؟ ما می گوییم: البته، ما با بیکاری خانمها مخالفیم؛ زن اصلاً باید کار کند. البته کار دو جور است: یکی کارِ داخل خانه و یکی کار بیرون خانه، هر دو کار است؛ اگر کسی استعداد دارد در کارهای مربوط به بیرون از منزل، باید انجام بدهد، خیلی هم خوب است. منتها یک شرط دارد، باید جوری باشد که این اشتغال _حتی در داخل خانه_ به پیوند زن و شوهر لطمه ای نزند. بعضی از خانمها هستند که خودشان را از صبح تا شب می کشند بعد که مرد به خانه می آید، حوصله یک لبخند زدن به او را هم ندارند. این هم بد است. کارِ خانه را باید کرد اما نه آنقدری که این کارِ خانه به انهدام خانواده منتهی بشود. زن اگر خواست برود کار کند، اشکال ندارد، اسلام هم مانع نیست. امّا این وظیفه ی او نیست. این بر او واجب و لازم نیست. چیزی که بر او واجب است، عبارتست از حفظ فضای حیاتی برای مجموع این خانواده.

- وظایف داخل خانه ی زنان، نه اهمیتش کمتر از وظایف بیرونی است و نه اینکه زحمتش کمتر است. شاید زحمتش بیشتر هم باشد. او هم برای اینکه این محیط را اداره کند، به تلاش و کوشش احتیاج دارد. چون مدیر داخل خانه زنان هستند. آن کسی که اداره می کند، کدبانو، یعنی آن کسی که محیط خانواده تحت اشراف اوست. تحت نظارت و تدبیر و مدیریت اوست. خیلی کار پرزحمتی است. خیلی کار ظریفی است. فقط هم ظرافت زنانه از عهده ی انجام این کار بر می آید. هیچ مردی امکان ندارد بتواند این ظرافتها را رعایت کند. زن توی خانه که بیکار نیست. یک عده ای خیال می کنند زن در خانه بیکار است. نخیر، زن توی خانه، بیشترین و ظریف ترین کارها را انجام می دهد. برخی فکر می کنند اگر زنی مثلاً کارش عبارت شد از همان کارِ خانه، این اهانت به زن است؛ نه! هیچ اهانت نیست. بلکه مهمترین کار برای زن اینست که زندگی را سرِ پا نگهدارد.

- بعضی از کارهای خانه خیلی سخت است. بچه داری از آن کارهای سخت است. شما هر کاری را در نظر بگیرید که خیلی دشوار باشد، در مقابل بچه داری در واقع آسان است. بچه داری هنرِ خیلی بزرگی است. مردها یک روز هم نمی توانند این کار را انجام بدهند. زنها با دقت، با حوصله و با ظرافت این کارِ بزرگ را انجام می دهند. خدای متعال، در غریزه ی آنها این توان را قرار داده است. ولی همین بچه داری کار سختی است که انسان را فرسوده می کند و از پای می اندازد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم تیر 1389ساعت 7:27  توسط " گل نرگس "  | 

زن، کپی دوم مرد نیست!

مسئولیت اداره جامعه اسلامی و پیشرفت جامعه اسلامی بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدامی به نحوی برحسب توانایی­های خودشان. بحث سر این نیست که زن آیا می­تواند مسئولیتی در بیرون از منزل داشته باشد یا نه- البته که می­تواند، شکی در این نیست؛ نگاه اسلامی مطلقاً این را نفی نمی­کند- بحث در این است که آیا زن حق دارد به خاطر همه چیزهای مطلوب و جالب و شیرینی که در بیرون از محیط خانواده برای او ممکن است تصور شود، نقش خود را در خانواده از بین ببرد؟ نقش مادری را، نقش همسری را؟ حق دارد یا نه؟ ما روی این نقشه تکیه می­کنیم.

من می­گویم مهم­ترین نقشی که یک زن در هر سطحی از علم و سواد و معلومات و تحقیق و معنویت می­تواند ایفا کند، آن نقشی است که به عنوان یک مادر و به عنوان یک همسر می­تواند ایفا کند؛ این از همه کارهای دیگر او مهم­تر است؛ این، آن کاری است که غیر از زن، کس دیگری نمی­تواند آن را انجام دهد. گیرم این زن مسئولیت مهم دیگری هم داشته باشد- داشته باشد- اما این مسئولیت را باید مسئولیت اول و مسئولیت اصلی خودش بداند.

بقای نوع بشر و رشد و بالندگی استعدادهای درونی انسان به این وابسته است؛ حفظ سلامت روحی جامعه به این وابسته است؛ سکن و آرامش و طمأنینه در مقابل بی­قراری­ها و بی­تابی­ها و تلاطم­ها به این وابسته است؛ این را نباید فراموش کنیم.

این هنری نیست که زن کار مرد را تقلید کند؛ نه زن یک کار زنانه دارد که ارزش آن از هر کار مردانه­ای بیشتر است.

امروز دست­های به شدت مشکوک موج ضد ارزشی را در دنیا به راه انداخته­اند- که در همه جا هست، در کشور ما هم متأسفانه در گوشه و کنار دیده می­شود- اینها می­خواهند زن را وادار کنند به این که بشود یک مرد! این را کسر شأن زن می­دانند که چرا فلان کارها را مرد می­کند، زن نکند! این کسر شأن است؟ نگاه به این مسئله، نگاه غلطی است. این را عیب می­گیرند که چرا شما می­گویید زن، زن است؛ مرد، مرد است. خوب، مگر این طور نیست؟ شما دلتان می­خواهد که ما بیابیم بگوییم زن، یک مرد است؛ آن وقت یک مرد مصنوعی؛ کپی دوم مرد! این چه افتخاری برای زن است؟ افتخار برای زن این است که یک زن باشد؛ یک زن کامل، یک مؤنث کامل. در مقام ارزشگذاری­های والا اگر نگاه کنیم، این ارزش- یک زن کامل بودن- از یک مرد کامل بودن کمتر که نیست، در مواردی قطعاً بالاتر و بیشتر هم هست. ما چرا این را از دست بدهیم؟

البته مسئولیت­هایی هست که مشترک است. همان­طور که گفتیم، مسئولیت حضور در جامعه و فهمیدن دردهای عمومی جامعه و سعی در علاج دردهای عمومی جامعه، مخصوص مرد و مخصوص زن نیست؛ زن­ها هم نمی­توانند شانه­شان را از این مسئولیت خالی کنند. اگر زن­ها باید در این زمینه کاری انجام بدهند، البته باید انجام بدهند- محدودیتی هم وجود ندارد- اما مسئولیت­های اختصاصی هم، یعنی آن کاری که خدای متعال به حسب طبیعیت به عهده زن قرار داده، مهم است.

رهبر معظم انقلاب- در دیدار زنان نخبه و فعال، سیزدهم تیرماه 1386



این حرف آقا خیلی روشنه پس باید خیلی حواسمون جمع باشه .

لطفا نظراتتون رو بنویسید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 10:30  توسط " نسيم "  | 

نگاهی تاریخی به "حریم و حیا" در فرهنگ ها

"پیوند حریم و حیا از مهمترین ارکان فرهنگ اسلامی است و این رویه ریشه بسیار کهن دارد. روح شأن مقدس اسلام را حریم و حیا گرفته است". (دکتر محمد علی انصاری، مفسر فرزانه قرآن کریم_ سوره نور، آیات 28 الی 31)

این چیزی است که نه تنها در اسلام بلکه در فرهنگ پیشین ایران نیز وجود داشته است. برخلاف تمدن غرب؛ دیرینه ی تمدن غرب را باز کنید. بیایید فرهنگ یونانی را نگاه کنید. تصاویر خدایان یونان هنوز هست؛ آفرودیت و ونوس با پیکر عریان خدایی می کردند. جلوتر را بررسی کنیم. از رزونانس بگذریم؛ می بینید که در فرهنگ زیر بنایی غرب اساساً چیزی به نام حیا و حریم به این معنا که ما در فرهنگ شرقی، ایرانی، اسلامی داریم، دیده نمی شود. نمونه هایی را ذکر می کنم: برجسته ترین اثر استاد پیکرتراش و تندیس ساز، میکل آنژ، مجسمه ی حضرت داوود است که تمام عریان است و ریشه در فرهنگ یونانی هم دارد. فرانچسکو گویا، نقاش مشهور اسپانیایی، دو تابلو به نام مایا از خود بر جای گذاشته است. این دو تابلو که هر دو تصویر زنی به نام مایا است در یک مورد با هم تفاوت دارند؛ یکی عریان و دیگری غیر عریان است و تابلویی که بدون پوشش است چند ده برابر دیگری در موزه ها قیمت گذاری شده است. ذات فرهنگ غرب تمایل برهنگی و عریانی را دارد. شما چیز عجیبی نمی بینید اگر می بینید اوژن دولاکروا تصویر انقلاب فرانسه را می کشد و آزادی را در قالب زنی تجسم می کند که در حال دعوت مردم به سنگرهاست و بعد می بینید این زنِ نیمه عریانی است که آزادی در پیکر او تجلی پیدا کرده است. حالا شما این را در کنار فرهنگ ایرانی قرار دهید. در تمام تصاویری که در تخت جمشید و دیگر آثار تاریخی وجود دارد، یک زن برهنه نقش نشده است. سندی که می تواند این را نشان دهد، شاهنامه حکیم توس است که در داستان خسرو و شیرین این گونه می گوید:

به سه چیز باشد زنان را بهى ** که باشند زیباى گاه مهى

یکى آنک با شرم و با خواستست ** که جفتش بدو خانه آراستست

دگر آنک فرخ پسر زاید او ** ز شوى خجسته بیفزاید او

سه دیگر که بالا و رویش بود ** بپوشیدگى نیز مویش بود ...

به اعتقاد فردوسى همانگونه که از زبان شیرین نقل شد، آنچه زن را زیبا و شایسته تخت سرورى مى کند متانت، وقار، عفاف و حجاب است. شاعر اندیشمند و معتقد خراسان پوشیده رویى را از مسائل بسیار مهم برمى شمارد. به گونه اى که آن را هنر زنان و مایه افتخار و سربلندى آنان مى داند....


ذات فرهنگ شرقی، حیا و حریم است. به الفاظ و واژگانی که برای لباس داریم توجه کنید. در کلام عرب می گوییم: عبا، خمار، ... ؛ یعنی در فرهنگ عرب روی پوشیدگی لباس تکیه می شود. در فرهنگ خودمان می گوییم: پوشاک، پوشش، بالاپوش، روپوش، پلنگ پوش (در شاهنامه)،... که روی پوشیدگی تاکید می شود. در غرب " clothes" ریشه ی یونانی "دایرکتوز" یعنی زینت کردن، ریشه لباس است؛ یعنی آنجا لباس عامل پوشش نیست، عامل زینت است. برخلاف ما که لباس را اول عامل پوشش می دانیم و بعد زینت.


پ.ن : مرتبط با همین مطلب:

سیمای عفاف و حجاب در آینه زنان شاهنامه

پوشش زنان در ایران باستان


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 5:27  توسط " سايه سار "  | 

اندر احوالات بعضی از مردمان شهر متمدن (منظور از شهرهای متمدن شهرهای کنونی ایران است.)

       بعضی از مردمان شهر متمدن درس می خوانند، پولهای گزافی خرج می کنند تا دانشگاه قبول شوند، چون کلاس دارد.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن حاضرند هر شب نان خشک بخورند اما در میهمانی های خود از چندین و چند نوع غذا استفاده می کنند، چون کلاس دارد.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن حاضرند هزینه های زیادی را صرف خرید لباس مارک دار کنند، چون کلاس دارد.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن حاضرند لباس های خود را با قیمت های نه چندان مناسب از خیابان های بالا شهر خریداری کنند چون کلاس دارد.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن حاضرند وامهایی با سودهای غیر شرعی بگیرند و مال حرام را وارد زندگی بکنند تا بتوانند هزینه جراحی های صورت خود را تامین کنند چون کلاس دارد.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن پول های خود را صرف خرید سگ کنند چون کلاس دارد.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن کتابهای رنگارنگی را در سایز های متفاوت در قفسه کتابخانه خود در اتاق پذیرایی خود نگهداری می کنند چون کلاس دارد.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن تلویزیون سالم خود را به گوشه ای می اندازند و LCD و پلاسما می خرند چون کلاس دارد.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن حاضرند به بهای ناراحت شدن مردم صدای ضبط ماشین شان را بلند کنند چون کلاس دارد و برایشان اصلا مهم نیست که در این خانه نوزاد خوابیده یا در فلان خانه دانش آموز کنکوری نیاز به تمرکز دارد یا اینکه در فلان خانه مریضی در حال استراحت کردن است.

-        خلاصه اینکه  بعضی از مردمان شهر متمدن هدف از زندگی خود را در چهار حرف جستجو می کنند کاف- لام- الف- سین و به خاطر این هدف حاضرند هر کاری بکنند حتی مردم آزاری!

-        در شهر متمدن بیشتر دختران با چادر بیگانه اند، چون آنها حجاب را نشانه ی بی کلاسی و عقب ماندگی می دانند.

-        در شهر متمدن لباس اغلب پسران روز به روز تنگ تر می شود. آنها هر روز هزینه ای را برای فشن کردن موهای خود می پردازند و اگر پولی برایشان باقی ماند، دستی بر ابروهایشان هم می کشند.

-        در شهر متمدن می گویند خانم ها نمی توانند فوتبالیست بشوند چون حاضر نیستند لباس تکراری و شبیه به هم بپوشند چون این کار یک نوع بی کلاسی است!

-        در شهر متمدن از اسم اسلام زیاد استفاده می شود اما نمادهای اسلامی را به سخره می گیرند مثلا اگر یک دختر چادری در خیابانهای بالا شهر قدم بزند یا بخواهد خرید کند بخاطر کنایه و متلکهای فراوان دیگر این کار را تکرار نمی کند. توجه داشته باشید اینجا ایران است یک کشور اسلامی نه لس آنجلس!

-         در شهر متمدن بیشتر دختران هر روز به فکر این هستند که با آرایش و مدل لباس و موی جدید حاضر شوند انگار در این شهر جنس مونث به جای نقش تربیتی نقش ضد تربیتی و نمایشی دارد.

-        در شهر متمدن اصلا اشکال ندارد که دختر و پسری که با هم همکلاسی اند با هم روابط دوستانه و صمیمی داشته باشند زیرا اصولا محدود کردن روابط دختر و پسر متعلق به 1400 سال پیش است!

-        در شهر متمدن اصلا اشکال ندارد که در شب عروسی به بهانه خوش گذشتن مردم آزاری کرد زیرا اصولا یک شب که هزار شب نمی شود!

-        در شهر متمدن مردم از نیازهای خود باخبر نیستند ولی از جدیدترین تکنولوژی روز با خبرند و اصلا به این موضوع فکر نمی کنند که اصلا آیا خریدشان نیازشان هست یا نه؟! فقط باید خرید تا خدایی نکرده جلوی در و همسایه کم نیاورد؟

-        در شهر متمدن ارزش انسان ها به داشته های شان است. آنها به این آیه ی قرآنی معتقدند که "عند اکرمکم عند الناس پولدارکم"

-        بعضی از مردمان شهر متمدن وقتی در کارهایشان گرهی ایجاد می شود به بند "پ" متوسل می شوند.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن از جمله "مشکل خودته" زیاد استفاده می کنند و معتقدند خود را باید پروار کرد و باید به خود رسید دیگران هیچ ربطی به ما ندارند.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن در مورد نظام فقط شبهه دارند اما برای رفع شبهاتشان قدمی بر نمی دارند آن وقت می گویند در ایران آزادی نیست!!!

-        بعضی از مردمان شهر متمدن حاضر نیستند به خاطر کمک به مردم فلسطین از کالاهای با کیفیت صهیونیستی بگذرند زیرا معتقدند:" نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!!!"

-        بعضی از مردمان شهر متمدن نیمه شبها به جای نماز شب برنامه های مفید و انصافاً آموزنده شبکه های ماهواره ای را تماشا می کنند!!!

-        بعضی از مردمان شهر متمدن از سیاست بدشان می آید و وقتی در مسائل سیاسی گیج می شوند، می گویند: خدا را شکر که ما سیاسی نیستیم.

-        بعضی از مردمان شهر متمدن...

این همان تمدنی است که بعضی ها چند سال پیش در سازمان ملل گفتگویش را می کردند؟!

آقای ... شما به اسم گفتگوی تمدن ها ارزشهای دینی مان را با لباس دینی تان پایمال کردید جواب خون هزاران شهید را چگونه می دهید؟؟؟

من تمدنی را که رضایت امام زمانم در آن نیست نمی خواهم. شما چطور؟

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 0:38  توسط " گل نرگس "  | 

علم بهتر است یا جنگیدن...؟

آیا می توانید این مسائل را حل کنید؟

1- گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه ی خود از فاصله 100 متری شلیک می شود و به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ کرده، گذر می کند. معلوم کنید سر کجا افتاده است؟ کدام زن صیحه می کشد؟ کدام پیراهن سیاه می شود؟ کدام خواهر بی برادر می شود؟ کدام گریبان پاره می شود؟ کدام چهره چنگ می خورد؟ کدام کودک در انزوا و خلوت خویش اشک می ریزد؟

 2- هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متری سطح زمین، ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده مهران-دهلران حرکت می کند مورد اصابت موشک قرار می دهد. اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟ چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟ چگونه باید آنها را غسل داد؟

سوالات توسط شهید احمدرضا احدی ٬ رتبه اول کنکور پزشکی در سال 64 طراحی شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 14:7  توسط " گل نرگس "  | 

از تپه‌هاي بركلي كاليفرنيا تا روستاي دهلاويه

مرا بگو كه مي خواهم دكتر چمران را برايت معرفي كنم. تو آن قدر با معرفتي كه چمران را مي شناسي، بهتر از من! من خيلي تلاش كنم، بتوانم يك زندگي نامه ساده برايت بنويسم. زندگي نامه اي از چمران: مرد صالحي كه يك روز با خلوص قدم زد در اين سرزمين.

انگار به جاي قلب، آتش در سينه داشت. چه سال 1311 كه دنيا براي اولين بار او را ديد، چه سال 1336 كه در رشته الكترومكانيك دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد و چه سال بعدش كه بورس تحصيلي گرفت و شد جزء اعزامي هاي آمريكا. مصطفي مُخ بود. استاد آمريكايي مصطفي حيرت كرده بود از اين بشر. نمره 21 داده بود به او. مصطفي با ممتازترين درجه، دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسمايش را گرفت و از آمريكا بيرون آمد. ديدي؟! آمريكا نماند!

مي دانم به چه فكر مي كني. لابد به اين‌كه اگر مصطفي حالا بود و شهيد نشده بود، ايران شده بود ابرقدرت انرژي هسته اي و ما، حتماً ده سال جلوتر از حالا بوديم. استادان آمريكايي مصطفي، اين روزها كه بحث تحقيقات هسته اي شده، لابد هر روز ياد مصطفي مي افتند كه هزار و يك ايده جديد داشت. مصطفي اگر حالا بود، نامش بر سر و زبان همه قدرتمندان دنيا بود. گر چه دلم مخالف است. دلم مي‌گويد مصطفي اگر بود، باز هم گم نام مي ماند!


از اولين اعضاي انجمن دانشجويان دانشگاه تهران بود. در مبارزات ملي شدن صنعت نفت هم شركت داشت. در آمريكا هم كوتاه نمي‌آمد. هم درس مي خواند و هم كار سياسي مي كرد. انجمن اسلامي دانشجويان آمريكا را هم خودش پايه ريزي كرد. رژيم پهلوي از موقعيت ويژه مصطفي كه خبردار شد، بورس تحصيلي اش را قطع كرد، ولي مصطفي باز هم ادامه داد. رفت مصر، دو سال، سخت ترين دوره هاي چريكي و جنگ هاي پارتيزاني را آموخت و باز طبق معمول، بهترين شاگرد دوره معرفي شد. بهترين بودن براي مصطفي، ديگر عادي شده بود.

آدم هايي كه به جاي قلب، آتش در سينه دارند، اهل يك جا ماندن نيستند. مثل نسيم، در هر كوي و برزن مي پيچند، به آنجا، جان مي‌دهند و مي گذرند. مصطفي هم كه نسيم بود، حتي سبك تر از نسيم... رفت لبنان، شد يار امام موسي صدر، رهبر شيعيان لبنان. سازمان «امل» را بر اساس اصول و مباني اسلامي پايه گذاري كرد. همان جا در قلب سوخته بيروت، مبارزه با صهيونيسم را آغاز كرد. حماسه هاي او تا آن سوي مرزهاي فلسطين هم رفت. جمعاً، مصطفي 21 سال از وطن دور بود.


موقعيت پاوه خطرناك شده بود. همه شهر در دست دشمن بود. اكثريت پاسداران قتل عام شده بودند. كمتر كسي جرئت مي كرد راهي كردستان شود ولي چمران رفت. امام، خود شخصاً مصطفي را فرستاد. مصطفي در عرض پانزده روز همه راه ها و مواضع راه بردي كردستان را به تصرف نيروهاي انقلاب درآورد. به‌ش مي‌گفتند: «مالك اشتر امام». شده بود وزير دفاع، آن  هم در آن موقعيت حساس جنگ. حساب كن ايران دست خالي بود، اسلحه و مهمات كم داشت، شهيد هم زياد داده بود، ولي پيروزي پشت پيروزي به دست مي آورد. ايران امكانات نظامي نداشت، مصطفي را كه داشت!

اولين دور انتخابات مجلس، دكتر مصطفي چمران نماينده مردم تهران مي گفت: «خدايا مردم آن قدر به من محبت كرده اند و آن چنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده اند، كه به راستي خجلم. خدايا تو به من فرصت بده تا بتوانم از عهده آن برآيم.»
امام مالك اشترش را رها نمي كرد. او را در شوراي عالي دفاع منصوب كرد. نقطه ضعف (بخوانيد نقطه قوت) مصطفي هم كه «ولايت پذيري» او بود. مي گفت چشم و مي پذيرفت.

ستاد جنگ هاي نامنظم تشكيل شد. يك واحد هم براي فعاليت هاي مهندسي داشت. ساختمان، جاده، نصب پمپ هاي آب كنار كارون، انشعاب از رودخانه به سمت تانكرهاي دشمن كه باعث عقب نشيني آنها شد، ساخت ابزار نظامي، ساخت پل معلق روي كرخه... . دشمن به جاي شناسايي مناطق، بايد مصطفي را شناسايي مي كرد.

فتح سوسنگرد، از آن كارهاي شاق بود كه با تلاش چمران و همين رهبر عزيز خودمان، آيت الله خامنه اي، انجام شد. محرم بود. انگار خون حسين(ع) از كربلا در رگ هاي مصطفي و رزمنده هاي سوسنگرد جاري شده بود. خون هم كه ميل خاك دارد. مي گردد و با هر روزنه اي، فواره مي كند. چمران از پاي چپ زخمي شد. همان شب اول، در بيمارستان، جلسه مشورتي فرماندهان نظامي بود. تيمسار فلاحي، كلاهدوز، سرهنگ محمد سليمي و شهيد محلاتي دور تخت جمع شده بودند و پيشنهاد حمله به ارتفاعات الله اكبر همان جا مطرح شد. شب دومي وجود نداشت. گفتم كه مصطفي اهل ماندن نبود. از بيمارستان زد بيرون.


بعد از تپه هاي الله اكبر نوبت بُستان بود كه عملي نشد. طرح تسخير دهلاويه را ريختند. چمران بود و بروبچه هاي ستاد جنگ هاي نامنظم. ايرج رستمي فرمانده بود.

31 خرداد شصت بود. هنوز آتش سينه مصطفي داغِ داغ بود. حكايت مصطفي شده بود حكايت همان شمع كه مي سوزد و آب مي شود و نور مي دهد. شمعي روشن در دل تاريكي. حالا اين شمع مي تواند با يك نسيم خاموش شود يا با يك خمپاره. تركش خمپاره وظيفه داشت مصطفي را مسافر آسمان كند. وظيفه داشت دل بي تاب مصطفي را تحويل بگيرد... .

مصطفي مي گفت: «در دنيا آدم هايي هستند كه به ظاهر زنده اند. نفس مي كشند، راه مي روند، حرف مي زنند، زندگي مي كنند، اما در حقيقت اسير دنيا، برده زندگي و ذليل حوادث هستند. اينان براي آن‌كه نميرند، آن قدر خود را كوچك مي كنند كه گويا مرده اند. اما انسان هاي آزاده، ممكن است كوتاه زندگي كنند، ولي تا آنجا كه زنده هستند، به راستي زندگي مي كنند و با اختيار خود نفس مي كشند. محكوم اراده ديگري نيستند. ديگران تسليم او هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 10:6  توسط  " باران "  | 

شب آرزوها

               


شب جمعه اول ماه رجب را لیلة الرغائب مى‏گویند و براى آن عملى از حضرت رسول صلى الله علیه و آله وارد شده با فضیلت بسیار كه سید در اقبال و علامه در اجازه بنى زهره نقل كرده‏اند از جمله آنكه گناهان بسیار به سبب ان عمل بخشیده می شود و هر كه این نماز را بگزارد چون شب اول قبر او شود حق تعالى ثواب این نماز را به سوى او به نیكوتر صورتى با روى گشاده و درخشان و زبان فصیح بفرستد پس با وى گوید اى حبیب من بشارت باد تو را كه نجات یافتى از هر شدت و سختى گوید تو كیستى به خدا سوگند كه من رویى بهتر از روى تو ندیدم و كلامى شیرین‏تر از كلام تو نشنیده‏ام و بویى بهتر از بوى تو نبوییدم گوید من ثواب آن نمازم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردى آمدم امشب به نزد تو امدم تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایى تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افكند در عرصه قیامت پس خوشحال باش كه خیر از تو هرگز معدوم نخواهد شد و كیفیت آن

روز پنجشنبه اول آن ماه را روزه مى‏دارى چون شب جمعه داخل شود ما بین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز مى‏گزارى هر دو ركعت به یك سلام و در هر ركعت از آن یك مرتبه حمد و سه مرتبه إنا أنزلناه و دوازده مرتبه قل هو الله أحد مى‏خوانى و چون فارغ شدى از نماز هفتاد مرتبه مى‏گویى‏

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلَى آلِهِ (وَ آلِ مُحَمَّدٍ )

پس به سجده مى‏روى و هفتاد مرتبه مى‏گویى‏

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلاَئِكَةِ وَ الرُّوحِ‏

پس سر از سجده بر مى‏دارى و هفتاد مرتبه مى‏گویى‏

رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ‏

پس باز به سجده مى‏روى و هفتاد مرتبه مى‏گویى‏

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلاَئِكَةِ وَ الرُّوحِ‏

پس حاجت خود را مى‏طلبى كه إن شاء الله برآورده خواهد شد

دوستانی كه موفق به گرفتن روزه در این روز نشده اند هم از فضیلت اعمال این شب بی نصیب نمانند و حتما در دعاهای خود ظهور حضرت بقیه الله العظم را نیز دعا بفرمایند

یا حق

التماس دعا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 16:27  توسط " نسيم "  | 

دقیقه شمار حماسه جمهوریت

انتخابات ریاست جمهوری دهم که در روز 22 خرداد 1389 و با حضور قریب به 40 میلیونی ملت ایران برگزار شد، دنیا را حیرت زده کرد و کشورهای غربی مدعی دموکراسی را انگشت به دهان گذاشت. در ادامه دقایق حساس این روز را که به روز "جمهوریت" مشهور شده است، مرور می کنیم:

8:00 آغاز رأی گیری در بیش از 40 هزار شعبه اخذ رأی در سراسر کشور

8:03 خبرگزاری ایسنا گزارش داد: در پی شایعات مطرح شده درباره پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، یک مقام آگاه در دفتر مقام معظم رهبری ضمن تکذیب این شایعه اعلام کرد هیچگونه پاسخ شفاهی یا کتبی به این نامه از سوی معظم له داده نشده است.

8:13 رهبر معظم انقلاب اسلامی در نخستین دقایق آغاز رأی‌گیری در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم رأی خود را به به صندوق مستقر در حسینیه امام خمینی(ره) انداختند.  حضرت آیت الله خامنه ای پس از انداختن رأی‌شان به صندوق ضمن تشکر از حضور پرشور مردم در روزهای اخیر در صحنه انتخابات افزودند: مردم با رشد، کمال و بلوغ عقلانی خود اجازه ندادند در این صحنه پرشور حادثه تلخی بوجود آید.  ایشان امنیت انتخابات را بسیار با اهمیت و نعمتی بزرگ دانستند و با یادآوری امنیت انتخاباتِ دوره‌های گذشته خاطرنشان کردند: این امنیت ناشی از تفضل الهی و درک و شعور مردم است و امیدوارم مردم مانند همیشه با آرامش، متانت، صبر، حلم، وقار و سکینه روحی خود، تلاش بدخواهان را برای ایجاد تشنج ناکام بگذارند چراکه این تشنج به ضرر کشور و آرای مردم است.  رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به برخی شایعه سازی ها و نقل و قول از جانب ایشان در روزهای گذشته افزودند: مردم به این شایعات، و دیگر شایعات در خصوص بخشهای مختلف انتخابات، که ساخته انسانهای ناسالم است توجه نکنند.

9:00 اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت به همراه همسرش عفت مرعشی رأی‌شان را در حسینیه جماران به صندوق انداختند. هاشمی در پای صندوق رأی گفت: ارزش رأی خود را بدانید و آرایتان را بر خلاف عقایدتان به صندوق نریزید. عفت مرعشی نیز پس از خروج از حسینیه جماران در جمع خبرنگاران گفت: «شما شاهد هستید که من در رأی خود نام میرحسین موسوی را نوشتم و امیدوارم که تقلبی صورت نگیرد که اگر این اتفاق بیافتد من در پل صراط از آنها نخواهم گذشت.» امیدوارم احمدی‌نژاد و دوستان خوارجش از مردم پاسخ دریافت کنند. همسر هاشمی رفسنجانی با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهور در مناظره تلویزیونی با موسوی گفت: چرا اینگونه حرف‌های مزخرف می‌زنند و بچه‌های من را به دزدی متهم می‌کنند؟ عفت مرعشی در انتها گفت: اگر تقلب نشود، موسوی رئیس‌جمهور می‌شود، ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر اینگونه شود، مردم به خیابان‌ها بریزند و اعتراض کنند!

10:00 سه تن از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نمایندگان خود را جهت استقرار در هیأت مرکزی نظارت معرفی و اکنون نمایندگان آنها در این محل مستقر شدند.  محمود احمدی نژاد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی سه تن از نامزدان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، علی اصغر زارعی، عباس آخوندی و ساداتیان را به عنوان نمایندگان خود جهت استقرار در هیأت مرکزی نظارت معرفی و آنها هم در این محل حاضر شده‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 15:53  توسط " پرستوي مهاجر "  | 

شهید هم شهید های قدیم!

رقص "ندا آقاسلطان "در VOA

صداي آمريکا در آستانه سالگرد دهمين انتخابات رياست جمهوري اقدام به پخش مستندي درباره زندگي، عکس ها و نحوه مرگ ندا آقا سلطان کرد و طي آن خانواده ندا براي نخستين بار در يک گفت و گوي تلويزيوني شرکت کرده و به روايت خاطراتي از خاطرات وي در دوران مختلف زندگيش پرداختند.

اين مستند توسط شبکه‌اي که سالانه 10 مستند را با توجه به وقايع مهم روز تهيه مي کند توليد شده است و کارگرداني آن را آنتوني توماس عهده دار بود و گفت و گو با خانواده ندا آقا سلطان نيز توسط سعيد کمالي دهقان روزنامه نگار ايراني صورت گرفته بود.

اين مستند به سه زبان فارسي، عربي و انگليسي تهيه شده است که بخش فارسي و انگليسي آن هفته آينده پخش خواهد شد.

شهره آغداشلو روايت اين مستند را به عهده داشت و رودابه بختيار و رويا برومند، يکي از مديران بنياد عبدالرحمن برومند پس از پخش فيلم مزبور به نقد، ضرورت و بررسي ابعاد شخصيتي ندا آقاسلطان پرداختند.

به گزارش آتی ؛رويا برومند الزام بر برخورداري از حجاب را يکي از مشکلات ندا آقاسلطان در ايران دانست و گفت:‌ وي مدام از اين امر انتقاد کرده و آن را يکي از مصاديق نابرابري زنان و مردان در جمهوري اسلامي ايران مي دانست.

پخش عکس هاي بي حجاب و شخصي ندا در اين مستند و رقص وي پايان بخش مستند «براي ندا» بود.


پ.ن:نمی دونم بخندم یا گریه کنم!

واقعا واژه ی مقدس شهید رو این سبزی ها برای چه کسانی به کار می برند!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 14:38  توسط " پرستوي مهاجر "  |